از دستش داده ای

0 5

وقتی نور لازمت می شود که هوا تاریک شده
وقتی دلت برای خورشید تنگ می شود که برف ببارد
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

وقتی می فهمی چه خوش گذشته که حالت گرفته باشد
وقتی از جاده بدت می آید که هوای خانه کرده باشی
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

و از دستش داده ای

به ته لیوانت خیره شده ای
در این فکر که روزی رویایی را ماندنی می کنی
اما رویاها آرام می آیند و خیلی زود می روند

وقتی چشم هایت را می بندی او را می بینی
شاید یک روزی بفهمی چرا
به هر چیزی که دست می زنی خاکستر می شود

اما وقتی  نور لازمت می شود که هوا تاریک شده
وقتی دلت برای خورشید تنگ می شود که برف ببارد
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

وقتی می فهمی چه خوش گذشته که حالت گرفته باشد
وقتی از جاده بدت می آید که هوای خانه کرده باشی
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

و از دستش داده ای

در تاریکی به سقف خیره شده ای
با همان حس خلاء آشنا در سینه ات
چون عشق آرام می آید و خیلی زود می رود

هر وقت بخوابی خوابش را می بینی
اما دستت نمی رسد و پیشت نمی ماند
چون خیلی عاشقش بوده ای
و تا ته خط رفته ای

خب، وقتی نور لازمت می شود که هوا تاریک شده
وقتی دلت برای خورشید تنگ می شود که برف ببارد
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

وقتی می فهمی چه خوش گذشته که حالت گرفته باشد
وقتی از جاده بدت می آید که هوای خانه کرده باشی
وقتی می فهمی عاشقش بوده ای که از دستش بدهی

و از دستش داده ای
و از دستش داده ای
و از دستش داده ای

خواننده: پسنجر
ترجمه: فرمهر امیردوست

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.