ایستادگی

0 12
از طرف شوالیه ی شاکی
***
جهان سوم جایی است که اگر بخواهی خانه ات آباد شود باید کشورت را ویران کنی و اگر بخواهی کشورت را آباد کنی خانه ات ویران می شود. (پروفسور حسابی) د
در دنیای امروز که وطن گرایی و منافع ملی به نوعی حرف اول را در روابط بیشتر مردم دنیا می زند، این سؤال برای ما مردم جهان سوم مطرح می شود که وقتی در بسیاری مواقع مجبور هستیم بین منافع ملی و سود شخصی یکی را انتخاب کنیم، از کدام راه برویم تا نه گرفتار ملامت وجدانمان باشیم و نه دچار سرزنش عقلمان.
merchandise د
به نظر این مشکل در جهان پیشرفته حل شده است و به نوعی منافع ملی را تبیین کرده اند که با مصالح شخصی درصد قابل توجهی از مردم جامعه همراه است. وقتی یکی از این مردمان مالیات می دهد به صراحت و روشنی نتیجه این پرداخت را در زندگی خود و هم وطنانش می بیند و در واقع این پرداخت عمومی به منزله خرج کرد برای بهتر زندگی کردن شخص به حساب می آید، اما در کشوری مثل ایران و یا امثال آن هیچگاه مردم (یا لااقل بخش قابل توجهی از آنان) به این باور نرسیده اند که با برنامه ریزان جامعه سود مشترک دارند و این دلیلی است برای رفتن به دنبال منافع شخصی. د
حال این یک سر ماجرا است و سمت سبک وزنه که به کشور خود سود برسانیم یا به خودمان؛ بحث پیچیده تر و سخت تر این قضیه وقتی است که منافع ملی و منافع شخصی رو در روی یکدیگر قرار می گیرند. شاید همه ما قبول داشته باشیم که حضور روشنفکران در داخل کشور منافعی صد چندان نسبت به مهاجرت آنان و ارتباط از راه دور ایشان با جامعه ایجاد می کند ولی برای خود روشنفکر چطور؟ او باید تمام مزایای زندگی در محیطی امن ، محترم و با دسترسی بالا به امکانات را رها کند و در مقابل سختی ها و خطرات زندگی در ملک پدری را نیز به جان بخرد. د
در هر حال تصمیماتی مثل این هرچند در نظر اول یک مسئله شخصی به نظر می رسد و گفته می شود هر کس مختار است روش زندگیش را تعیین کند ولی در نهایت سود و زیان آن برای جامعه و کشور اگر بیشتر از نوع شخصی آن نباشد کمتر نیست. د
به نظر می رسد فرهنگ و منش راحت طلب ما تاثیر خود را بر دانایان جامعه نیز گذاشته و اکثر آنها رفتن و بهزیستی را بر ماندن و بهسازی ترجیح داده اند. فرهنگ مقاومت و ایستادگی در مقابل ناملایمات و سختی ها را اگر در جامعه نپروریم، آینده ای تاریکتر از امروز در انتظار ماست. د

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.