تصورات من

0 23

تصور کردن که خرجی ندارد گاهی می شود فقط تصور کرد. خوب باید به شما حق بدهم که نتوانید تصور کنید. آخر هنوز هیچ توضیحی نداده ام ولی باور کنید می شودبدون توضیح دادن هم تصور کرد.
نمی خواهم که پسر بچه ای موطلایی در کویر را تصور کنید فقط می خواهم یک پسر بچه یا حتی دختر بچه ی خیلی معمولی را تصور کنید.
گیرم که لباسش شبیه لباس های شما نباشد، نه این که لباس های شما شبیه لباس بچه هاست که اگر هم باشد مگر چه اشکالی دارد. مثلا همین لباس بابانوئل یا همین لباس های هالوین یا اصلا
چرا راه دور برویم همین خرس و خرگوشی که گاهی جلوی رستورانی آدم بزرگ ها می پوشند مگر چه اشکالی دارد؟
باور کنید نمی خواهم به لباس پوشیدنتان گیر بدهم. فقط می خواهم یک بچه ی معمولی با لباس هایی متفاوت را تصور کنید.
باید باز هم توضیح بدهم می دانم. یک کامپیوتر یک کامپیوتر که شامل یک کیس و یک مانیتور و کیبور و موس و کلی سیم با یک عالمه مخلفات که داخل هر کدام است. داخل کیس را که دیده اید. قطعات کوچک و بزرگ هارد و سی پی یو و رم و یک عالمه چیز دیگر. فکر می کنید اگر بگویم دیدن این ها تا چه حد می تواند بچه ای را سر ذوق بیاورد تعجب می کنید؟
شاید همین الان هم کم نیستند بزرگ هایی که با دیدن این ها تعجب کنند و حس دانشمند کوچک بودنشان قلقلکی داده شود. ولی بچه ی ما این ها برایش نه تنها عجیب و سر ذوق آورنده است که حتی زیبا و قابل ستایش هم هست. این قدر قابل ستایش که تمام دیوارهای اتاقش پوشیده از عکس کامپیوترهای ماست.
باز هم باید جلوتر بروم باید بگویم که زمان جلو رفته خیلی چیزها تغییر کرده درست مثل عجیب بودن ماکروفر برای پدربزرگ یا پدر پدربزرگ ها، برای ما هم وسایل اتاق و کامپیوتراین پسر بچه به اندازه ی کافی عجیب است. نه آن قدر عجیب که نتوانیم درک کنیم و نه آن قدر ملموس که بتوانیم این تغییرات را بپذیریم.
خوب باید بگویم که بیشتر ما وقتی که بچه تصور ما به عکس های کامپیوتر های ما نگاه می کند یا مرده ایم یا به اندازه ی کافی پیر شده ایم که چیز درست و حسابی از محیط اطراف نفهمیم.
خیالتان راحت از این همه تغییر سکته نمی کنید. چون اگر قرار بود سکته کنید تا آن زمان حتما کرده بودید.
تصور کنید اصلا تکنولوژی تغییر ماهیت داده و به جای استفاده از خازن ها و حرکت الکترون ها به سمت تولید قطعات بیولوژیک رفته است. حالا این که این کار اخلاقی است یا نه را دیگر نمی دانم. ولی تمام کامپیوتر ها از قطعات بیولوژیک استفاده می کنند با شکل و شمایلی که از تصور ما خارج است (شاید هم بشود تصور کرد!) و آن وقت آن بچه همانی که اتاقش پر است از تصاویر کامپیوتر های ما با شوقی اسطوره های به دنیای الکتروپانک ما نگاه می کند و از این که روزی مادربزرگ و پدربزرگش از این ها استفاده کرده اند احساسی عجیب پیدا می کند .
فقط تصور کنید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.