تو

0 11

 

به اندازه سپیداری که به بارانی تن می شوید،
به اندازه خاراندن پشت فرشته ای که بالش افتاده،
به اندازه فرو رفتن سنجاق در دست کودکی،
به اندازه رنسانس زیبایی،
به اندازه الماس های یک یهودی جنگ جهانی دوم،
به اندازه تکه موزهایی که به طعم من آغشته بودند،
به اندازه کوتاه ترین هایکو،
به اندازه نخل های واحه های پر سکوت،
به اندازه اسبی سرگردان در خواب هایم،
به اندازه گل های آکنده از عطر تو،
به اندازه آواز کفتر چاهی حیاط پشتی،
دوستت می دارم.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.