راهنمای سفرهای کهکشانی

0 27

هدیه سال نو برای تمام آن‌هایی که خانه‌هایشان در مسیرهای تازه‌ساز کهکشانی، مشمول محدوده‌ی تخریب قرار گرفته و حتی با خوابیدن جلو هیچ بولدوزری نمی‌توانند جلوی خرابی را بگیرند.

هیچ هایکرز گاید[۱] یا راهنمای کهکشان برای اتوزن ها!

تنها تریلوژی مشهور جهان با سه کتاب اووه ببخشید با چهار، نه نه با پنج یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم با شش کتاب است. پنج کتاب از این مجموعه را مرحوم داگلاس آدامز[۲] نوشته است.

آخرین کتاب از این مجموعه را اوین کالفر[۳] (نویسنده مجموعه آرتمیس فاول) نوشته است.

این مجموعه ابتدا به صورت برنامه‌ای رادیویی از رادیو چهار بی‌بی‌سی پخش شده است. این برنامه ابتدا در دو فاز پخش شد. (فاز یک شش قسمت و فاز دو شش قسمت) بعدها سه فاز دیگر نیز به این مجموعه اضافه شد.

گوینده اصلی مجموعه پیتر جونز[۴] بوده است که در فاز سه «با عوض شدن چیپ صوتی کتاب» جایش را به ویلیام فرانکلین[۵] داد.

اولین مجموعه در سال ۱۹۷۸ و اولین کتاب در سال ۱۹۷۹ منتشر شد.

این مجموعه در یک عصر پنجشنبه و با نابودی زمین شروع می‌شود. حتی قبل از آن ده دقیقه طلایی و یافتن پاسخی برای معمای هستی و سوال ازلی حیات و زندگی.

نگران نباشید بعد از پیدا کردن سوال ازلی حیات و زندگی، جواب سوال ازلی مشخص است! عدد ۴۲

در این مجموعه نیاید به دنبال خط روایی مشخص بود. همان طور که پریدن در فضا و زمان، بدون ترس، احتمال تبدیل شما را به هر چیزی بالا می‌برد حتی اگر بعد از آن، دقیقا در همان جای نخست باشید.

فورد[۶] دوست فضایی آرتور[۷] می‌گوید وقت، توهم است، وقت ناهار، که جای خود را دارد.

آرتور بی‌خانمان شده‌ای که مجبور به یک سفر مجانی در یک کهکشان واقعا دیوانه می‌شود.

لطفا و لطفا ربات همه چیز دان افسرده‌ای که همیشه دیودهای سمت چپ بدنش درد می‌کند را در هنگام غروب آفتاب تنها نگذارید! مراقب ماروین[۸] باشید. افسردگی سلاح بسیار خطرناکی است که حتی می‌تواند منجر به خودکشی کامپیوترها شود.

همان‌طور که تا به حال به هیچ رئیس‌جمهوری اعتماد نمی‌کردید بعد از این هم به رئیس‌جمهور دو کله کهشان زیفاد بیبلبراگس[۹] اعتماد نکنید.

اگر می‌خواهید جواب سوال های زیر را به صورت دقیق پیدا کنید می‌توانید به این مجموعه و راهنماهای گوناگونش مراجعه کنید.

  • یوفو واقعا چیست؟
  • وقتی انسان‌ها سومین موجودات باهوش زمین هستند و دلفین‌ها دومین موجودات باهوش، پس اولین موجودات باهوش زمین چه کسانی هستند؟
  • نروژ را چه کسی طراحی کرد؟
  • فکر می‌کنید دلفین‌ها موجودات کینه‌ای هستند؟ (حتی وقتی در تورهای ماهیگیری کشته می‌شوند؟)
  • بدترین شعرهای جهان را چه کسانی می‌گویند؟
  • کاغذ بازترین موجودات کهکشان چه کسانی هستند؟
  • بهترین مشروب دنیا چیست و از کجا تهیه می‌شود؟
  • چرا هیچ هایکرز گاید پرفروش ترین کتاب کهکشان است؟

و…

اگر جواب همه‌ی سوال های بالا را پیدا کردید می‌توانید به این سوال هم فکر کنید.

چرا در این دنیا زن نیست یا حداقل آن قدری که باید باشد نیست؟

در سال ۲۰۰۵ بر اساس این مجموعه فیلمی ساخته شده است.

در پایان از رئیس کمیسیون سوخت، جناب سر ریچموند هاردی بابت ترجمه قسمتی از متن کتاب تشکر می کنم و در همین جا ایشان را به صرف ناهاری در رستوران انتهای دنیا دعوت می کنم. (ورود برای عموم آزاد است، حوله فراموش نشود!)

راهنمای کهکشان برای اتوزن‌ها

نویسنده: داگلاس آدامز

مترجم: رئیس کمیسیون سوخت

آن دورها، در جاهای دورافتاده و کشف نشده بازوی غربی کهکشان، یک خورشید زرد رنگ هست که کمتر کسی تا حالا به آن توجهی کرده است.

در مداری به فاصله حدوداً صد و پنجاه میلیون کیلومتری این خورشید یک سیاره آبی-سبز رنگ کوچک و کاملاً بی‌اهمیت هم هست. ساکنان این سیاره که  از نسل میمونند آن چنان بدوی هستند که هنوز فکر می‌کنند ساعت‌های دیجیتالی چیزهای جالبی هستند.

این سیاره یک مشکل دارد، یا حداقل داشته، و آن مشکل هم این است که بیشتر ساکنانش اغلب اوقات ناراحتند. راه حل‌های زیادی برای حل این مشکل پیشنهاد شد که بیشتر آنها طوری به جا به جایی تکه کاغذهای سبز رنگ مربوط بودند که البته عجیب است؛ بالاخره این ساکنین بودند که ناراحت بودند نه تکه کاغذهای سبز رنگ.

به این ترتیب مشکل حل نشده باقی مانده بود. بسیاری از این مردم بدجنس بودند، و بیشترشان هم درمانده بودند، حتی آنهایی که ساعت دیجیتالی داشتند.

هر روز عده بیشتری به این نتیجه می‌رسیدند که نیاکانشان از اساس اشتباه بزرگی مرتکب شدند که از درخت پایین آمدند. بعضی‌ها هم می‌گفتند که اصلاً خود بالای درخت رفتن کار اشتباهی بوده و ما نباید اصلاً اقیانوس را ترک می‌کردیم.

بالاخره یک روز پنج‌شنبه رسید؛ حدود دو هزار سال بعد از آن زمانی که یک نفر را با میخ به درخت کوبیدند آن هم فقط محض این که می‌گفت بد نیست برای تنوع هم که شده گاهی با هم مهربان باشیم. در این روز پنج‌شنبه، دختری تنهایی در یک کافی‌شاپ در شهر ریکمَنزوُرت نشسته بود که ناگهان فهمید کجای کار این همه وقت اشتباه بوده و چطور می‌شود کاری کرد که دنیا را به جایی شاد و خوب تبدیل کرد. این بار هیچ مشکلی در کار نبود، راه حل خوبی بود و به خوبی هم می‌توانست جواب بدهد. لازم هم نبود کسی را با میخ به جایی کوبید.

ولی متأسفانه پیش از آن که این دختر فرصت پیدا کند گوشی تلفن را بردارد و فکرش را به کسی بگوید، یک فاجعه خیلی خیلی احمقانه پیش آمد و این ایده برای همیشه از دست رفت.

این داستان، داستان آن دختر نیست.

این داستان، داستان آن فاجعه احمقانه وحشتناک است و داستان بعضی از پیامدهایش.

ادامه داستان در لینک

[۱] Hitchhiker’s Guide to the Galaxy

[۲] Douglas Adams

[۳] Eoin Colfer

[۴] Peter Jones

[۵] William Franklyn

[۶] Ford Prefect

[۷] Arthur Dent

[۸] Marvin

[۹] Zaphod Beeblebrox

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.