راه بهروزی

1 6

بی گمان یکی از بهترین و کاربردی ترین داستان های شاهنامه فردوسی داستان ضحاک و کاوه و فریدون است. داستانی برای تمام اعصار و قرون. داستان “فریب و برتری جویی” و در نقطه مقابل “جهل و ظلم پذیری” . تنها نکته ای که با آن ، به این ماجرا و نوع روایت آن اعتراض شده است نقش بندی و ارزش گذاری شخصیت ها است ، که آن هم از طرف کسانی گفته شده که بیشتر با شورش آشنا بوده اند تا ادبیات و حتی تاریخ.(شریعتی به نقش کوچکی که برای کاوه و اثر او در این داستان ترسیم شده و ورود سریع شاهزاده فریدون و گرفتن نقش اول از همنوع ما!!! در آن سخنرانی معروف ” آری اینچنین بود برادر ” پرخاش می کند)
در میان سطور این داستان عبرت آموز و تاریخی یک نکته باریک تر از مو موجود است که بسیار قابل توجه و تامل است و آن اینکه ، ضحاک برای ادامه برتری و پیروزمندی خود بر مردمی که از او بالاتر بوده و نژاد و اصالت نیکوتری نیز داشته اند (به فرمان ابلیس) خوراک و دوای خود را از مغز انسان ها و مخصوصا مغز جوانان جامعه ی تحت ستم برمی گیرد.
این مینمایاند که برای حفظ اوضاعی چنان باید ضحاکیان مغزها را در سلطه داشته باشند ، اما مثل تمام کنش ها ، این ماجرا هم دو سو دارد و سوی دیگر مردمانند و به ویژه جوانان که باید حتی اگر ظلم پیشه بر تن آنان دسترسی دارد و آن را مطابق پندار خود می آراید ، از در اختیار قرار دادن اندیشه خود به دست او جلوگیری نموده و در یک کلام فکر و تصمیم مستقل داشته باشند. در این صورت است که حتی اگر در نظرگاه و سطح اجتماع اثری از پیروزی خواهی و نیکویی طلبی دیده نشود اما باز ، این جماعت به ظاهر مغلوب آماده و استوار برای برتری یابی در عرصه فردا خواهد بود. که به گفته ی شیخ شیراز:
نـه هــر کــه دعــوی زور آوری کـنــد بـا مـا
به سر برد که سعادت به پهلوانی نیست

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

1 نظر

  1. رئیس کمیسیون سوخت می گوید

    من شخصاً خوشحالم که فریدون سریع جای کاوه رو گرفت. اگه کاوه می‌خواست ضحاکو پایین بکشه باید انقلاب می‌کرد و من شخصاً چندان میونه خوبی با انقلاب‌ها ندارم. ولی چون فریدون رهبری جنبش رو در اختیار گرفت، خوب دیگه جای شلوغ کردن واسه کسی باقی نموند. در دنیای داستان حکومت حق ارثی فریدونه، اینه که همه چی با اومدن فریدون می‌ره سر جاش.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.