ساختمان شیشه ای و ساختمان سقف گرد

0 97

در دو گوشه ی این سرزمین پر هیاهو، دو تا ساختمان هست؛ یکی آجری و خیلی بزرگ با یک سقف گرد گنده، آن یکی یک ساختمان شیشه ای نسبتاً کوچک. قلب های این سرزمین اما در این دو ساختمان می تپد.

گروهی از مردم وقتی صدای داد و فریاد از بلند گوهای ساختمان سقف گرد می آید، بدو بدو می روند آن جا و صف می بندند پشت سر هم. بقیه ی وقت ها ساختمان گرد چندان خبری نیست به جز هر از چند گاهی که یک آدم بددهن می اید و از پشت بلندگوها یکی دو ساعتی فریاد می زند.

آدم هایی که به ساختمان سقف گرد می روند هیچ وقت حتی نزدیک ساختمان شیشه ای هم نمی شوند. آن هاییی که اهل رفتن به ساختمان شیشه ای هستند هم علاقه ای ندارند نزدیک داد و فریادهای ساختمان سقف گرد بشوند.

ساختمان شیشه ای حتی از ساختمان سقف گرد هم عجیب تر و زیباتر است. از در که واردش می شوی، ردیف پشت ردیف میز و صندلی است که می بینی. میز و صندلی های آخری را به سختی می شود دید. آخر یک لایه ضخیم دود نصفه ی پایینی داخل ساختمان شیشه ای را گرفته. ردیف ردیف آدم ها دور میزها نشسته اند چای می خورند و سیگار دود می کنند و حرف می زنند. چای، سیگار و حرف سه ثابت ساختمان شیشه ای هستند.
وابستگی آدم ها به این دو تا ساختمان یک جور وابستگی مذهبی می ماند. هر روز هر گروه یک سر به ساختمان خودشان می زنند. سقف گردی ها سر ساعت های مشخص سری می زنند به ساختمان سقف گرد. مواقعی که کاری با هم داشته باشند هم اغلب آن جا با هم قرار می گذراند.

شیشه ای ها هیچ برنامه ی از پیش تعیین شده ای برای سر زدن به ساختمان شیشه ای ندارند، ولی هر روز حداقل یک بار به سرشان می زند که به رفیقشان بگویند “بیا یک سر بریم تریا”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.