یک سال در میان ایرانیان

0 609

ادوارد گرانویل براون یک خیابان/کوچه به نام خودش در تهران دارد. این شخصیت همیشه در ذهن من زیاد از حد زنده است، چون متعلق به دوره ی طلایی ایرانشناسی (در کل شرقشناسی) است. آن موقع ایرانشناسی مخلوط عجیبی بود از ماجراجویی و ناشناخته های خطرناک. هرگز نمی توانم رشک و حسادتم به آدم های آن زمان را پنهان کنم. زمانی که یک مسافرت ساده شاید سال ها طول می کشید و هزاران راه نرفته هنوز وجود داشت. به همین خاطر از این سفرنامه ی دلنشین و خیلی خیلی آموزنده و جالب و خوب و … دیگر نمی دانم چه بگویم … یک بخش کوتاه را انتخاب کرده ام که شرح لوازم سفر یک ساله ی ادوارد براون است به ایران. راستی، اسم اصلی کتاب «یک سال در میان ایرانیان» است، ترجمه ی مانی صالحی علامه، نشر اختران.

«پس از رهایی از سردرگمی هایی که در نتیجه ی اظهار نظرهای گوناگون و ضد و نقیض اطرافیان درباره ی لوازم سفر و مسیر حرکت به وجود آمده بود بالاخره توانستم بلیت بندر مارسی به باتوم را از دفتر ارتباطات دریایی در لندن تهیه کنم. دو جامه دان کوچک پر از لباس و پوشاک، یک کیف چرمی بزرگ، زین و افسار برای اسب سواری، یک کلاه، جعبه ی کوچک دارو و مقداری لوازم و ابزار جراحی، یک رولور با صد فشنگ، تعدادی کتاب، پاسپورت با ویزای روسیه و ترکیه و حدود دویست پوند سکه ی طلا و اسکناس و چک مسافرتی جاسازی شده در یک کمربند لوازم سفر را تشکیل می داد.»

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.