یک سال در میان ایرانیان

0 55

ادوارد گرانویل براون یک خیابان/کوچه به نام خودش در تهران دارد. این شخصیت همیشه در ذهن من زیاد از حد زنده است، چون متعلق به دوره ی طلایی ایرانشناسی (در کل شرقشناسی) است. آن موقع ایرانشناسی مخلوط عجیبی بود از ماجراجویی و ناشناخته های خطرناک. هرگز نمی توانم رشک و حسادتم به آدم های آن زمان را پنهان کنم. زمانی که یک مسافرت ساده شاید سال ها طول می کشید و هزاران راه نرفته هنوز وجود داشت. به همین خاطر از این سفرنامه ی دلنشین و خیلی خیلی آموزنده و جالب و خوب و … دیگر نمی دانم چه بگویم … یک بخش کوتاه را انتخاب کرده ام که شرح لوازم سفر یک ساله ی ادوارد براون است به ایران. راستی، اسم اصلی کتاب «یک سال در میان ایرانیان» است، ترجمه ی مانی صالحی علامه، نشر اختران.

«پس از رهایی از سردرگمی هایی که در نتیجه ی اظهار نظرهای گوناگون و ضد و نقیض اطرافیان درباره ی لوازم سفر و مسیر حرکت به وجود آمده بود بالاخره توانستم بلیت بندر مارسی به باتوم را از دفتر ارتباطات دریایی در لندن تهیه کنم. دو جامه دان کوچک پر از لباس و پوشاک، یک کیف چرمی بزرگ، زین و افسار برای اسب سواری، یک کلاه، جعبه ی کوچک دارو و مقداری لوازم و ابزار جراحی، یک رولور با صد فشنگ، تعدادی کتاب، پاسپورت با ویزای روسیه و ترکیه و حدود دویست پوند سکه ی طلا و اسکناس و چک مسافرتی جاسازی شده در یک کمربند لوازم سفر را تشکیل می داد.»

 

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.