شهر سه درخت

2 7

از دل تاریکی حاشیه های شهر سه درخت بیرون بیا

آخر این دور و بر شلوغ تر است از جنگل

بیشتر از زمین سرد زمستانی قرار می گیرد

 

از دل سایه ی این ابرهای رونده ی چون شب سیاه بیرون بیا

آخر ناراحتی مثل باران می بارد

و این روزها هم شرشر باریده

 

من تنهایی کشیده ام

نرم نرم مرا در خودش پیچیده

من تنهایی کشیده ام

گرم گرم نوازشم کرده

 

از محبس فکر خودت بیرون بیا عزیزم، آخر می بینی آنجا فقط تشویش است؛ پیداست

و فردا حتما از راه می رسد و فردا شاید با خودش خورشید بیاورد

 

بله، من هم تنهایی کشیده ام

نرم نرم مرا در خودش پیچیده

و شادی را دیده ام

دیروز با دامنی به رنگ آبی آسمانی

اینجا آمده بود …

 

و ما …

 

 

بن هوارد
ترجمه: فرمهر امیردوست

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

2 نظرات

  1. عطارد می گوید

    چه خوبه این. مال کی بود؟

  2. تکشاخ می گوید

    info رو روی خود فلش پلیر بزن، اطلاعات آهنگ رو می آره. اوهوم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.