عاشقانه – فروغ فرخزاد / با صدای محمد نوری و معین

0 430

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شوید جسم خاک

هستیم ز آلودگی‌ها کرده پاک

 

ای تپش‌های تن سوزان من

آتشی در سایه‌ی مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه‌ها پربارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها

در هجوم ظلمت تردیدها

با توام دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

 

ای دل تنگ من و این بار نور؟

های‌هوی زندگی در قعر گور؟

 

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هرکسی را تو نمی‌انگاشتم

 

درد تاریکی‌ست درد خواستن

رفتن و بیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه‌ها

سینه آلودن به چرک کینه‌ها

در نوازش، نیش ماران یافتن

زهر در لبخند یاران یافتن

زر نهادن در کف طرارها

گم شدن در سینه‌ی بازارها

 

آه، ای با جان من آمیخته

ای مرا از گور من انگیخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دوردست آسمان

از تو تنهاییم خاموشی گرفت

پیکرم بوی هم‌آغوشی گرفت

جوی خشک سینه‌ام را آب تو

بستر رگ‌هایم را سیلاب تو

در جهانی اینچنین سرد و سیاه

با قدم‌هایت قدم‌هایم به راه

 

ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گیسویم را از نوازش سوخته

گونه‌هام از هرم خواهش سوخته

آه، ای بیگانه با پیراهنم

آشنای سبزه‌زاران تنم

آه، ای روشن طلوع بی‌غروب

آفتاب سرزمین‌های جنوب

آه، آه ای از سحر شاداب‌تر

از بهاران تازه‌تر سیراب‌تر

عشق دیگر نیست این، این خیرگی‌ست

چلچراغی در سکوت و تیرگی‌ست

عشق چون در سینه‌ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

 

این دگر من نیستم، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

ای لبانم بوسه‌گاه بوسه‌ات

خیره چشمانم به راه بوسه‌ات

ای تشنج‌های لذت در تنم

ای خطوط پیکرت پیراهنم

آه می‌خواهم که بشکافم ز هم

شادیم یک دم بیالاید به غم

آه، می‌خواهم که برخیزم ز جای

همچو ابری اشک ریزم های‌های

 

این دل تنگ من و این دود عود؟

در شبستان، زخمه‌های چنگ و رود؟

این فضای خالی و پروازها؟

این شب خاموش و این آوازها؟

 

ای نگاهت لای‌لای سِحربار

گاهوار کودکان بی‌قرار

ای نفس‌هایت نسیم نیم‌خواب

شسته از من لرزه‌های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیاهای من

 

ای مرا با شور شعر آمیخته

این‌همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی

 

-فروغ فرخزاد-

کتاب: تولدی دیگر

i_love_bokeh_by_vuukaaa-d2xno1g

خواننده: محمد نوری

آهنگساز: محمد سریر

آلبوم: جلوه‌های ماندگار

انتشار: ۱۳۷۶

دانلود عاشقانه با صدای محمد نوری

خواننده: معین

آهنگساز و تنظیم‌کننده: کاظم عالمی

آلبوم: پنجره

انتشار: ۱۳۷۶

دانلود عاشقانه با صدای معین

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.