علم استنباط

4

 

مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی، اورانسکی، از آن کتاب هایی است که تا دم گور هم به کار دانشجوی ایرانشناسی می آید؛ گیرم موضوع کار خود زبانشناسی باشد، یا موضوعاتی بعیدتر از قبیل مردمشناسی یا فرهنگ و هنر. اصلا راه دوری نمی روم اگر بگویم این کتاب، جزوه ی مقدس ایرانشناسان است. در زمینه ی زبان های ایرانی بسیار کتاب ها نوشته اند، اما مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی هرگز کهنه نمی شود و جاودانی است. از لابه لای این کتاب، بخشی را برایتان می نویسم که اصلا از اول حجت من شد برای ورود به رشته ی ایرانشناسی (آن موقع کتاب را نخوانده بودم، کسی برایم نقل قول کرد، و من هم سنت شاگردی-استادی را به جا آورده و بارها و بارها برای دیگران نقل قول کرده ام)، و علاقه ی وصف نشدنی به زبان های باستانی: در چگونگی کشف رمز خط میخی هخامنشی. کریم کشاورز کتاب را ترجمه و انتشارات پیام منتشر کرده است

گروتفند تحقیق خویش را به این فرض مبتنی کرد که کتیبه ها (چنانکه میونتر معلوم کرده) مربوط به دوران هخامنشیان بوده و ظاهرا حاوی القاب و اسامی خاص شاهان هخامنشی می باشد. وی ضمنا حدس زد که القاب هخامنشیان با القاب شاهان بعدی ایرانی یعنی ساسانیان مشابهت داشته است. و اما القاب ساسانیان در آن زمان که گروتفند سرگرم پژوهش بوده معلوم به قرار زیر بود: شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه ایران و انیران، پسر …، شاه بزرگ. گروتفند از میان کتیبه هایی که نیبور منتشر کرده بود دو نوشته را که بیشتر با یکدیگر مشابهت داشتند انتخاب کرده به کشف راز قرائت آن ها همت گماشت. (متن کتیبه ها آمده: کتیبه ی نخستین داریوش، کتیبه ی دوم خشایارشاه). وی نخست متوجه شد که گروه های کاملی از حروف مذبور منظما در هر دو کتیبه تکرار شده است. ولی در عین حال دیگر گروه های حروف متفاوت بود. گروتفند حدس زد که این کتیبه ها متعلق به دو پادشاه بوده، گروه های حروف مکرر در هر دو کتیبه کلماتی هستند که جزو القاب می باشند (که در مورد هر دو پادشاه متشابه اند) و حروفی که با یکدیگر متفاوتند اسامی خاص آن دو پادشاه هستند. گذشته از این معلوم شد که بعضی از گروه های حروف غالبا بالتمام در یک کتیبه تکرار شده و گاهی هم چند حرف دیگر به پایان گروه های مزبور افزوده شده است. گروتفند معتقد شد آن گروهی که بیش از دیگران تکرار می شود معرف کلمه ی «شاه» است. و در آن مورد که به همین گروه چند حرف دیگر افزوده شده، باز هم شاه است متنهی با برخی پسوندهای دستوری نامعلوم. محقق مزبور به اتکای این مقدمات هر دو کتیبه را تجزیه کرد. (نمونه ی تجزیه آمده است). این تجزیه هنوز کلید کشف رمز خط میخی را به دست نداده بود و معلوم نبود که این کلمات در زبان پارسی باستانی چگونه تلفظ می شدند و بالنتیجه معنی صوتی حتی یک حرف میخی نیز مکشوف نگشته بود. تنها راه چاره این بود که معلوم شود کتیبه ها به کدام یک از پادشاهان تعلق دارد و به جای اسامی خاص کتیبه ها نام شاهان هخامنشی – که در منابع یونانی محفوظ بوده گذاشته شود. گروتفند دو کتیبه را با یکدیگر مقابله کرد و مکشوف ساخت نامی که کتیبه ی اول با آن آغاز می گردد، در کتیبه ی دوم به جای نام پدر شاه قرار گرفته. و از این جا چنین نتیجه گرفت که این دو کتیبه به پدر و پسر تعلق دارند. و ضمنا متوجه شد که در کتیبه ی دوم بعد از نام پدر کلمه ی «شاه» قرار دارد، ولی در کتیبه ی اول پس از نام پدر این کلمه دیده نمی شود. از این جا گروتفند استنتاجی به عمل آورد که از لحاظ کشف رمز خطوط میخی قطعی بود: به این معنی که شاه اول پدر شاه بود اما پسر شاه نبود. فقط لازم بود روشن شود که کدام یک از شاهان سلاله ی هخامنشی خود شاه بود و پدرش شاه نبود. بالنتیجه کتیبه های مزبور ممکن بود به اشخاص زیر تعلق داشته باشد: کوروش و کمبوجیه، به داریوش و خشایارشای اول. فرض اول برکنار شد. زیرا نام کوروش و کمبوجیه با یک حرف مشترک آغاز می گردد، و حال آن که اسامی شاهان، در دو کتیبه ی مزبور، با حرف های متفاوت آغاز می گردید. بنابراین گروتفند از حدس اول صرف نظر کرد و به روایت دوم پرداخت. بدین منوال چون به نام های خاص مزبور آشنا بودند توانستند اصوات مربوطه برخی از حروف میخی را مشخص سازند

پ.ن. بعدا معلوم شد که حدس گروتفند با بخت همراه بوده زیرا نام کوروش به خط میخی با حرف «کو» آغاز می شود و نام کمبوجیه با حرف «ک». پ.ن.۲ معما چو حل گشت آسان شود

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

نظرات