غرور و تعصب

1 108

گاهی کتابخانه ای خالی در گوشه ای خاک گرفته حتی نمی داند که قرار است فتح بابش با چه باشد و چه سرنوشتی برایش رقم خواهد خورد.
می گویند کتاب ها قبرستان افکار و مرده های متحرک اند و کتابخوانان مرده پرستان!
روایتی است از میان صد ها روایت و نمی دانم تنها در جایی که سرانه ی مطالعه اش بیشتر از چند دقیقه ی سالانه نیست درست است یا در هر جایی می توان روایتی مشابه را سراغ گرفت و حتی نمی دانم اولین بار کی و کجا این روایت باب شد.
گاهی حتی این به ظاهر مردگان را هدیه می دهی دست به دست می کنی بدون این که حتی بدانی قرار بر چه هست و از کجا سر در خواهند اورد.
اما یک چیز را می دانم و آن این است که هر کتابی با نامی پرطمطراق یا بدون نام با جلدی زیبا یا فاقد هر نوع زینت، با اسم و رسمی مقبول یا بدون اسم رسم اگر باز نشود و خوانده نشود در حکم همان مردگان است حتی اگر با بارها نام بردن از آن پر شوی و خالی شوی.
الیزابت جین آستین با ذهن شفاف و شعور و قدرت تحلیل و منطق بی مانندش در میان زنان هم دوره و عصر خویش چیزی نیست که بتوانی به اسانی و با ساده انگاری از کنارش رد شوی حتی اگر بارها از کنار غرور تعصب رد شده باشی.
شاید باید پیش داوری را به کناری نهاد و لذت خواندن کارهایی این چنین را از خود نگرفت و در شرم و خجالت از طبقه ای که الیزابت در آن قرار دارد تا شرم و خجالت از تعصبات و پیش داوری هایی که فرسنگ ها با شرم پیشین فاصله دارد شریک شد و خود را در مزارع و دهکده ها و خانه های کوچک و بزرگ انگلستان شریک کرد و حتی به ثانیه شمار ذهن فرصت تب و تابی داد که هم آغوشی های عاشقانه ای را به نظاره بنشیند.
هر چه باشد غرور و تعصب جین آستین راه خود را در کتابخانه ای خالی برای همیشه باز کرده است.

1 نظر
  1. فیل خاکستری می گوید

    خیلی وقته کتاب نخوندم……

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.