غرور و تعصب

1 24

گاهی کتابخانه ای خالی در گوشه ای خاک گرفته حتی نمی داند که قرار است فتح بابش با چه باشد و چه سرنوشتی برایش رقم خواهد خورد.
می گویند کتاب ها قبرستان افکار و مرده های متحرک اند و کتابخوانان مرده پرستان!
روایتی است از میان صد ها روایت و نمی دانم تنها در جایی که سرانه ی مطالعه اش بیشتر از چند دقیقه ی سالانه نیست درست است یا در هر جایی می توان روایتی مشابه را سراغ گرفت و حتی نمی دانم اولین بار کی و کجا این روایت باب شد.
گاهی حتی این به ظاهر مردگان را هدیه می دهی دست به دست می کنی بدون این که حتی بدانی قرار بر چه هست و از کجا سر در خواهند اورد.
اما یک چیز را می دانم و آن این است که هر کتابی با نامی پرطمطراق یا بدون نام با جلدی زیبا یا فاقد هر نوع زینت، با اسم و رسمی مقبول یا بدون اسم رسم اگر باز نشود و خوانده نشود در حکم همان مردگان است حتی اگر با بارها نام بردن از آن پر شوی و خالی شوی.
الیزابت جین آستین با ذهن شفاف و شعور و قدرت تحلیل و منطق بی مانندش در میان زنان هم دوره و عصر خویش چیزی نیست که بتوانی به اسانی و با ساده انگاری از کنارش رد شوی حتی اگر بارها از کنار غرور تعصب رد شده باشی.
شاید باید پیش داوری را به کناری نهاد و لذت خواندن کارهایی این چنین را از خود نگرفت و در شرم و خجالت از طبقه ای که الیزابت در آن قرار دارد تا شرم و خجالت از تعصبات و پیش داوری هایی که فرسنگ ها با شرم پیشین فاصله دارد شریک شد و خود را در مزارع و دهکده ها و خانه های کوچک و بزرگ انگلستان شریک کرد و حتی به ثانیه شمار ذهن فرصت تب و تابی داد که هم آغوشی های عاشقانه ای را به نظاره بنشیند.
هر چه باشد غرور و تعصب جین آستین راه خود را در کتابخانه ای خالی برای همیشه باز کرده است.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

1 نظر

  1. فیل خاکستری می گوید

    خیلی وقته کتاب نخوندم……

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.