جادوی اعداد (قسمت دوم)

0 30

اولین بار که جرئت و جسارت این را پیدا کردم که به صورت کاملا منطقی با موضوع روبه رو شوم مربوط به اوایل دهه ی اول، از هزاره ی اول، بعد از میلاد سن دومینیک دوم از عناصر فرقه ی دومینیکن های تجسد یافته بود.

قشتاله هایی پراکنده محصور ما بین اقیانوس هایی که از زیر آب رفتن نیمی از قاره ی خاورمیانه پیدا شده بود آن منطقه را از نظر استراتژیک مکانی آماده ی هر نوع خشونت و تعصب و درگیری های فرقه ای کرده بود و می کرد.

شاید بتوان نقشه ی منطقه را به سه تپه ی سینوسی پهناور تشبیه کرد. سه تپه ای که هر کدام در سر حدات دنیا و تپه ی وسط محل تجمع تمام متعصبین تاریخی و نوظهور می شد.

نزدیک به ۵۰ سال همان جا زندگی کرده بودم. بارها و بارها مسافرت به گوشه و کنار این ابر شهر من را با تمام آداب و رسوم و حتی زبان هایی در خطر انقراض آشنا ساخته بود.

تا آن سال کذایی نزدیک به ۵۶۷۳ زبان و گویش قومی و قبیله ای بررسی شده و در آرشیو کتابخانه ی بین الممالک به عنوان مرجعی پژوهشی ثبت شده بود.

نزدیک به نیمی از این زبان ها در طی ۷۰۰ سال و نیمی دیگر در فاصله ی کوتاه نزدیک به ۱۰۰ سال شناسایی شده بود و سیستم های طبقه بندی مدون و منظم خود را پیدا کرده بود.

روایت توراتی تکثر زبان ها و برج معروف بابل با حجاری و نقاشی هایی داستان وار در سرسرای تالار کتابخانه ی بین الممالک به تصویر کشیده شده بود و هر تصویر و پرده نماینده ی یکی از زبان های منشعب از زبان مادری می شد.

پایبندی بی قید و شرط به تمام عناصر دستوری و علائم کتابت از شروط اولیه ی پذیرش در فرقه ی دومینیکن های تجسد یافته بود و وجود تالاری اختصاصی به این فرقه نشان از قابلیت ها و قدرت پنهان فرقه در دیکته کردن سیاست های فرقه ای به اصول کلی بود.

یکی از اهداف دراز مدت فرقه بازگشت به زبانی واحد با اصولی مشخص در نگارش و مکالمه های روزمره ی تمامی ساکنان قاره می شد. هدفی که بارها و بارها با تهدیدی خارجی مواجه شده بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.