متن اهنگ پرواز رویای بام تهران از کامران تفتی

0 250

می‌ترسم از تاریک روشنها
ازقبل و بعد گریه‌ی زنها
از زندگی با هم ولی تنها

از بدرقه تا راه آهنها
از شوق غمگین رسیدنها
از دوستت دارم شنیدنها
از هر چه با من هست   می‌ترسم
می‌ترسم

از چای مانده روی میز او
از آرزوهای عزیز او
از اسم روی سینه ریزاو
از ریتم موزیک مریض او
از ریتم موزیک مریض او
از هر چه با من هست     می‌ترسم
می‌ترسم
من می‌شناسم مثل غم او را
انگیزه‌ی آن چشم و ابرو را
آن خنده‌های ماجراجو را
آن تخت خواب مست آن بو را

گم کرده بودم آن خیابان را
پرواز روی بام تهران را
بغض کنار سید خندان را
قرض قرار چای و قلیان را
آن موی بی رحم پریشان را
آن موی بی رحم پریشان را
من می‌روم
من می‌روم پیدا کنم    آن را
من می‌شناسم مثل غم او را
انگیزه‌ی آن چشم و ابرو را
آن خنده‌های ماجراجو را
آن تخت خواب مست آن بو را

گم کرده بودم آن خیابان را
پرواز روی بام تهران را
بغض کنار سید خندان را
قرض قرار چای و قلیان را
آن موی بی رحم پریشان را
آن موی بی رحم پریشان را
من می‌روم
من می‌روم پیدا کنم   آن را
می‌روم

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.