کوچولو

0 8
کوچولو
کوچولو ! چشاتو وا کن ، تا تماشایی شه دنیا
خـط بـزن این بختـکُ تا ، با تـو رؤیایی شه دنیا
کوچولو ! من و عموهات دنیا رو قشنگ می خواستیم
کوچه رو بدون دیوار ، شبُ رنگ به رنگ می خواستیم
ما تلاشمونُ کردیم ، واسه آتیش زدن شب
واسه بـرپا کردن صلح ، بیـن پـروانه و عقرب
تو به فکـر ایـن جهان باش ، که ترازوی خرابه
یه طرف کاسه ی زهره ، یه طرف تنگ شرابه
یاد پا برهـنـه ها کـن ، کـه گرفتار حیاتن
بچه های گشنه ای که عطش یه آبنباتن
کوچولو بازی شروع شد
دیگـه ایـن دنیا و ایـن تـو
به سیاهی زمونه
رنگ رؤیا بزن از نو
کـوچولو منُ نگا کن ، کـه نگاهت پـر حـرفه
تو زمونه ای که حرف تازه گفتن نمی صرفه
کوچولو مـن و عمـوهات فـکـر فردای تو بودیم
برای تو می شکستیم ، برای تو می سرودیم
رؤیامون این بود که دنیا جای امنی بشه اما
خیلـی فاصله س هنـوزم بین اون رویا و دنیا
تـو بـه فـکـر آدما باش ، نـه بـه فـکـر یـه قـبـیـله
فکر اون پرنده ای باش که اسیره پشت شیشه
فکر لایه ی اُزون باش ، هر جای دنیا که رفتی
فـکـر پـاک کـردن دریـا از زبـالـه هـای نــفـتــی
کوچولو بازی شروع شد
دیگـه ایـن دنیا و ایـن تـو
به سیاهی زمونه
رنگ رؤیا بزن از نو
-یغما گلرویی –

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.