یادداشت سردبیر

0 13

top-writing-tips_large

آغاز دوره‌ی سوم

گاهی فکر میکنم به جای تکشاخ باید سمبلی مثل ققنوس را برای کارمان انتخاب میکردیم. حسابش از دستم در رفته، ولی حداقل از زمانی که به آدرس فعلی نقل مکان کردیم دو دوره‌ی فعالیت عمده داشتیم و این بار سوم است که سازه‌های تکشاخ پرنده را از نو می‌چینیم و تازه میکنیم. اما به شهادت مرامنامه‌ی هشتاد و دو، شهریور ماه سال گذشته در سکوت و سکون دوازده ساله شدیم. دوازده سال پر به پر همدیگر بالا و پایین نوشتن را آزموده‌ایم؛ به خواب رفتیم و سپس از خاکستر دوباره برخاستیم.

از ابتدای فعالیت تکشاخ پرنده، انجمن ناموجود شوالیه‌های صندوق پست و میخانه‌ی زیر پل، بیش از بیست نویسنده داوطلبانه با تکشاخ پرنده همکاری کرده‌اند. بیش از بیست نفر که به دنبال رویاهای خویش بودند. چهره‌هایی که هر قدر هم که باز بخوابیم و باز برخیزیم نقششان از صفحات تکشاخ پاک نخواهد شد. روزگار همیشه خوب نگذشته. واقعیت این است که شاید دو سه نفر از این بین هم با دل چرکین و ناراحتی جمع را ترک کرده باشند. خیلی‌ها آرام آرام به حاشیه رفتند و دور شدند. اما خیلی‌ها هم ماندند. دوستی‌ها هنوز پایدار است، گیرم که راه‌ها دور شده باشد، یا گیرم که یکی دو نفر روی دیدن همدیگر را نداشته باشند، حلقه‌ها هنوز به هم وصل است. این دوایر متصل به هم سنت شاخداری را تار به تار گره میزند به همان روز اول؛ نقطه سر خط.

اگر از من بپرسید، هزار چشمه نشانتان میدهم که داشتن دوستی جادویی همچون تکشاخ پرنده چقدر خوب بوده، چقدر تاثیر داشته در زندگی شخصی و اجتماعی خود من، اما، واقعا نمی‌خواهم این یادداشت تبدیل به نوشته‌ای شخصی شود. کسی که در این حلقه هست، خودش میداند، و کسی که نیست، در کنه مطالب خواهد خواند. اینکه چطور قلمی لرزان خرده خرده رشد کرده و از هیچ به کجا رسیده. اینکه چطور اندیشه‌ای هراسان خودش را از پس ذهن بیرون کشیده و جاری شده. اینکه نگرانی‌ها و ترس‌ها از کی و از کجا تبدیل به امید و دلگرمی شده. این‌ها همه هست، دیدنی است، لمس کردنی است، خود شاهد خود است. ولی نکته‌ای که فکر میکنم همیشه ارزش بازگویی دارد و خواهد داشت این است که تکشاخ پرنده گود آزمودن است، برای هر کسی که میخواهد حداقل یکبار در عمرش از کسی بشنود «این گوی و این میدان»، برای هر کسی که میخواهد حتی اگر شده فقط به خودش ثابت کند که چند مرد حلاج است. آزمودن خویشتن، شاید، شجاعانه‌ترین کار روی زمین است. شناخت ضعف‌ها، پذیرفتن و قدم در راه رشد گذاشتن، اینکه از ته دلت بخواهی که رشد کنی و رنج و دردش را به جان بخری، ساده نیست. هدف ما این بوده که یکدیگر را در این راه تنها نگذاریم، زیر بال همدیگر را بگیریم و حتی اگر شده یک قدم را با هم بردایم.

دوره‌ی سوم فعالیت ما با تغییراتی آغاز شد: اول اینکه کمی طول کشید با قالب جدید اخت شویم، اطلاعات قبلی را بازیابی و اصلاح کنیم، و کار ویرایش همچنان شبانه روز ادامه دارد. دو اینکه بنای شروع دوره‌ی سوم را بر این گذاشتیم که حداقل سه نویسنده، هر کدام دست کم هر دو هفته یک مطلب تولید کنند. خوشبختانه تعداد همکارانمان الان شش نفر است. قالب نوشته‌ها کم و بیش بر همان روال گذشته است، با این فرق عمده که مسئولیت بخش‌های متفاوت را روی دوش همکاران گذاشته‌ایم (درباره‌ی ما)، با این هدف که هیچ کدام از بخش‌ها خالی نمانده مطالب هدفمندتر از گذشته و با هماهنگی و جهتگیری مشخص ارائه شود. سه اینکه توجه ویژه به مسائل فنی و نگارشی هم بر خلاف سابقه‌ی تکشاخ پرنده که از ویرایش مطالب رسیده معذور بود، اینبار در دستور کار قرار گرفته. نهایتا هدف از این تغییرات این بوده که مطالبی درخورتر در اختیار خواننده‌ی فارسی زبان بگذاریم. همچنین در پایان این دوره‌ سازوکار چگونگی فعالیت تکشاخ پرنده مدون شده در اختیار سردبیر، دبیران، و مسئولین دوره‌ی بعدی قرار خواهد گرفت.

امید است نتیجه‌ی زحمات دست اندرکاران تکشاخ پرنده مقبول خوانندگان باشد.

باشد که تا هست از این گود و زمین خاکی انسان‌هایی شایسته و چهارشانه ببالند.

 

بیستم فروردین نود و پنج
سردبیر
فرمهر امیردوست

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.