قلک

0 81
از طرف بی سرزمین تر از باد
***
با من حرف بزن
لبان تو هچون قلک کودکی ام شده است
قلکی که انتظار روزهای پیشین در آن بود ولی… د
کلیدش دست مادر
لبان تو هم قفل است برای من
تمام زندگی ام در شنیدن صدای تو
سخن گفتن با تو
و در
باور بودنت لمس میشود
اما کلیدش شاید حتی در دستان تو هم نیست
لبانت را باز کن
باز هم نامم را بر زبان بیاور
و با معشوقه خود از کنارم بگذر تا باورت شود؛
باورت شود صدای تو کافیست مرا
صدایی مانند صدای روزهای نخست
از سر صداقت و سادگی
قلک زندگی ام را باز کن
سکوتش را بشکن
و بگذار صدای شیرین به هم خوردن سکه ها را روی زمین گوش کنم
بشکن این قلک سکوت را
هر چیز دیگر را میخواهی بشکن
اما دل من را… د
 ۲۸/۱۰/۱۳۸۵
طاهره سوری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.