مثل ته مانده های امید

فی‌فی، تو و (باقی‌ مانده های) تک شاخ تنها امید‌های من برای نوشتن هستید. ظرف ها را شستم، ناخن هامو گرفتم، عکس های آریزونا رو دوباره مرور کردم، چنتا ایمیل زدم، توالت رو، تمیز کردم، (درس نخوندم ولی‌. این یکی کارو وقتی‌ که کامل امیدم رو را…

مرغان آواره

نمی توانم گفت که چرا این دل اندک اندک زار و نزار می شود نیازهای کوچکی دارد که هرگز نمی خواهد یا نمی داند یا به یاد نمی آورد مرغان آواره، رابیندرانات تاگور