مرور رده

داستان

داستان های شخصی و یا ترجمه

راهنمای سفرهای کهکشانی

هدیه سال نو برای تمام آن‌هایی که خانه‌هایشان در مسیرهای تازه‌ساز کهکشانی، مشمول محدوده‌ی تخریب قرار گرفته و حتی با خوابیدن جلو هیچ بولدوزری نمی‌توانند جلوی خرابی را بگیرند. هیچ هایکرز گاید یا راهنمای کهکشان برای اتوزن ها! تنها تریلوژی…

گفتگو با مهدی مرعشی درباره ادبیات مهاجرت/ از ابتدای همان جاده که گذشتیم…

از مهدی مرعشی داستان‌نویس معاصر ایرانی، پیش‌ترها دو مجموعه‌داستان به نام‌های «نفس‌تنگ» (نشر چشمه ۱۳۸۷) و «کتابت بهار» (نشر ققنوس ۱۳۸۸)، رمان «داستان زرتشت» (نشر زاگرس مونترال ۱۳۹۰-۲۰۱۱) و بازنویسی داستان‌های «سمک عیار» از سوی نشر کتاب پارسه…

بوی خوش جهنم (۲)

کلیسایی که در نزدیکی خانه ی مان بود همیشه محل رفت و آمد موجودات عجیب بود .انگار که یک درب آن دنیا کلیسای روستای ماست . همیشه صدای نجوا و دعا از آن به گوش می‌رسید و شب ها فرشتگانی که خسته از روز کاری نجات زمین بودند در قبرستان آن استراحت…

پیشگو

رنال گفت «جدی می‌گم، مرد. نود و هشت درصد جاها پوشش درجه یک داره. تازه شیش ماهم دسترسی رایگان داری به دیتابیس پیش‌گویی‌ها. منبع بهتر از این گیرت نمیاد.» روآن جواب داد «گفتم نیاز ندارم. گورتو گم کن. اون موقع‌ها که توی کوچه پس کوچه‌ها کارت…

ساختمان شیشه ای و ساختمان سقف گرد

در دو گوشه ی این سرزمین پر هیاهو، دو تا ساختمان هست؛ یکی آجری و خیلی بزرگ با یک سقف گرد گنده، آن یکی یک ساختمان شیشه ای نسبتاً کوچک. قلب های این سرزمین اما در این دو ساختمان می تپد. گروهی از مردم وقتی صدای داد و فریاد از بلند گوهای…