مرور رده

داستان ترجمه

ترجمه داستان های خارجی به زبان فارسی . داستان های کوتاه خارجی

دنیا مقابل آلکس وودز

در این جا دو نکته هست که باید درباره اش فکر کنید. یک) در زندگی آغاز و پایانی وجود ندارد. اتفاقات دنبال یکدیگر می آیند، و هر چه بیشتر بخواهید آن ها را در ظرفی مشخص محدود کنید، بیشتر سر می روند، مثل راه آبی که آبش مدام از دیواره های مصنوعی…

باری در پنجمین ماه

روز نخست ماه نخست روز نخست ماه نخست و سومین روز ماه سوم می‌خواهم آسمان آبی باشد. روز پنجم ماه پنجم می‌خواهم آسمان ابری باشد. هفتمین روز ماه هفتم ابری باشد؛ اما شامگاهش بدون ابر، که ماه در آسمان بدرخشد و خط ستاره‌ها به چشم بیاید. بامداد…

جیوز و مهمان سر خر

نمی‌دانم منبع حرفم چقدر درست است، اما فکر می‌کنم شکسپیر بود - یا، شاید هم نه، شاید یک یاروی گنده مغز دیگر بود - که می‌گفت دقیقا هر وقتی آدم مشخصا حس می‌کند که سرخوش است، و اصولا هیچ غمش نیست سرنوشت پشت سرش اره کشی راه می‌اندازد. الحق که…

ادیسه ی گرین

آلن گرین دو سال بدون امید زندگی کرده‌ بود. از روزی که سفینه‌اش در این سیاره‌ی ناشناخته خراب شد تسلیم سرنوشتی شده بود که از احتمالات و ریاضیات بافته شده بود. احتمال این که تا صد سال آینده سفینه‌ی دیگری فرود بیاید یک در یک‌میلیون بود.…

اربابان پلیدی

پیشاپیش همه توتوش رب النوع بلاهت قرار دارد. آن جایش مثل عنتر سرخ است و به علت عشقی سودایی و اصولی که به مجردات دارد کله اش باد کرده. همیشه عزیز دردانه ی آلمان ها بوده، اما امروزه همه جا با استقبال رو به رو می شود و همه آماده اند تا از او…