مرور رده

داستان

داستان های شخصی و یا ترجمه

پیشگو

رنال گفت «جدی می‌گم، مرد. نود و هشت درصد جاها پوشش درجه یک داره. تازه شیش ماهم دسترسی رایگان داری به دیتابیس پیش‌گویی‌ها. منبع بهتر از این گیرت نمیاد.» روآن جواب داد «گفتم نیاز ندارم. گورتو گم کن. اون موقع‌ها که توی کوچه پس کوچه‌ها کارت…

ساختمان شیشه ای و ساختمان سقف گرد

در دو گوشه ی این سرزمین پر هیاهو، دو تا ساختمان هست؛ یکی آجری و خیلی بزرگ با یک سقف گرد گنده، آن یکی یک ساختمان شیشه ای نسبتاً کوچک. قلب های این سرزمین اما در این دو ساختمان می تپد. گروهی از مردم وقتی صدای داد و فریاد از بلند گوهای…

افسانه دو برادر

روزی روزگاری، دو برادر در قلمرو پادشاهی کوچک و دوردستی زندگی می‌کردند. یکی از دو برادر پادشاه این سرزمین بود و در قلعه‌ای با برج‌های بلند زندگی می‌کرد. برادر دیگر ساکن کلبه کوچکی بود و با کار روی مزرعه‌اش امرار معاش می‌کرد. یک روز…

مرده دزدها

وارد پزشکی قانونی که می شدم دو نفر دو سر بسته ی بزرگی را گرفته بودند و با خودشان بیرون می بردند. نمی شد حدس زد توی بسته چیست، اما سنگین بود. به نظر می رسید خیلی عجله دارند. ماشینی دوبله جلوی پزشکی قانونی پارک کرده بود و در صندوق عقب اش…

المپیک بین الکهکشانی سال ۳۰۹۲

Holy Orbits Of the Galaxy Date : 37/Matisuda/3092 (مریخ پیما برنده شوید!!! صفحه ۸۷) مراسم افتتاحیه ۵ با شکوه تمام برگزار گردید برخلاف شایعات زیادی که در مورد مراسم افتتاحیه وجود داشت ، شب قبل ، مراسم افتتاحیه چهارمین المپیک بین…