دل

هف مون ران

0 60

تو هر کلمه که میدونم کلی هیچی هست

ولی حرف می زنم چون حس خوبی داره

اشکالی نداره که آدم پیر شه

ولی پیر شدن یعنی رها کردن

و برای همینه که باید از اینجا برم

تمام صبح رو فرار کرده ام

چیز دیگه ای تو سرم بود

ولی همه اش تغییر میکنه، همه اش

و تعجبی نداره که با خودت میگی

معلوم نیست کجا رو خطا رفتی، خطا

مرد، عجب دلی داری

معلوم نیست کجا رو خطا رفتی، خطا

مرد، عجب دلی داری

چطوره که هر گناه من به خوشی ختم میشه

که یک جرعه جین یک ساعت سخنرانی در پی داره؟

و آره داومی نداره و پیش پا افتاده است

ولی می تونم استراحت کنم و می تونم راحت باشم

دوستام از نصف ماجرا خبر ندارن و فقط گوش می دن

کف کرده ام چون این زندگیمه

نه اینکه بگم کوتاه اومده ام

مسئله اینه که همیشه همین بوده

و تعجبی نداره که با خودت بگی

معلوم نیست کجا خطا رفتی، خطا

مرد، عجب دلی داری

معلوم نیست کجا خطا رفتی، خطا

مرد، عجب دلی داری

نمی شه نگرانی هام رو پوچ کنم

و میکنم

سعی میکنم ولی همیشه ناامیدم میکنن

بالاخره یه طوری

مرد، عجب دلی داری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.