آشنایی با علم زبانشناسی

1 2,484

زبانشناسی یکی از زیرشاخه‌های علوم شناختی است. علوم شناختی (Cognitive Sciences) حوزه‌ای از علم است که به بررسی عملکرد مغز و فرآیند ادراک می‌پردازد. علوم شناختی مطالعه هوش و رفتار است، با تمرکز بر این سوال که اطلاعات چگونه در سیستم عصبی دریافت، پرداخت، و تبدیل می‌شود. علوم دیگری که به پیدایش علوم شناختی کمک کرده‌اند می‌توان به فلسفه، روانشناسی، هوش مصنوعی، علوم اعصاب، و انسان‌شناسی اشاره کرد.

پیش از این در سه مقاله کوتاه ترجمه‌ مقدمه کتاب «گشایش زبان» را در تکشاخ پرنده خوانده بودیم. این بار، در سری جدید، قصد داریم نگاهی بیاندازیم به درس آشنایی با علم زبانشناسی (ارائه شده در دانشگاه کونکوردیا) که در نه فصل جداگانه با عناوین صوت‌شناسی، واج‌شناسی، واژه‌شناسی، نحو و دستور زبان، معناشناسی، زبانشناسی اجتماعی، زبانشناسی تاریخی، و تئوری یادگیری زبان در دسترس است. همانطوری که در صفحه اصلی مشاهده کردید، متون فصل‌ها به صورت فایل پی‌دی‌اف و به زبان انگلیسی قابل دریافت هستند.

هر کدام از فصل‌های بالا سرآغاز مطالعه‌ بیشتر در حوزه‌ای تخصصی است که بسته به علاقه شخصی فرد را به مسیری جدی‌تر هدایت می‌کند. قصد ما در اینجا این نیست که فصل‌ها را تماما ترجمه کنیم و در اختیار شما بگذاریم. بلکه آنچه که در این سلسله مقالات خواهید خواند خلاصه، یا نکات و مثال‌های جالب توجه است. به این ترتیب، به فصل‌های نحو، معناشناسی، زبانشناسی اجتماعی، و زبانشناسی تاریخی، تا حد مقدور و در توان نگارنده، بیشتر توجه شده.

اما حالا چراغ مطالب را با نکته‌ای کوتاه در باب جایگاه زبانشناسی در حوزه علوم شناختی روشن می‌کنیم:

علوم شناختی ثابت کرده که واقعیت «بیرونی» با برداشت «درونی» تفاوت دارد. در واقع مغز همیشه بخشی از واقعیت بیرونی را بازسازی می‌کند. ادراک ما از جهان اطراف تا حد زیادی متاثر از این فرآیند است. مثلا مطالعه اصوات در زبانشناسی نشان داده که شکل موج و طیف اصوات در یک جمله (به شکل زیر) غیرمنقطع و بدون شکست هستند. یعنی، در برون‌دهی زبان (آنچه که انسان ادا می‌کند) واحد «کلمه» وجود خارجی ندارد،‌ و این مغز است که کلمات موجود در جمله را جدا از هم بازسازی می‌کند.

مثال ملموس این پدیده را می‌توان در درک شنیداری زبان‌های خارجی مشاهده کرد. وقتی به زبانی خارجی/ناآشنا گوش می‌دهیم، کلمات در هم فرورفته و غیرقابل تشخیص هستند چون مغز توانایی (اطلاعات لازم) برای بازسازی مرزهای «فرضی» کلمات را ندارد. اگر زبان‌آموز تازه‌کار هستید، این پدیده را از نزدیک تجربه کرده‌اید: درک شنیداری زبانی که می‌آموزیم در ابتدا سخت‌تر است، اما همزمان و پا به پای پیشرفت در گنجینه لغوی و دستوری زبان، درک ما از جملاتی که می‌شنویم قوی‌تر و آسان‌تر می‌شود زیرا اطلاعات لازم بیش از پیش در اختیار مغز قرار گرفته و مغز در بازسازی واقعیت‌های بیرونی و تحلیل آن به شکلی که برای ما آشنا باشد توانمندتر شده.

نکته دیگری که برای زبان‌آموزان می‌تواند مفید باشد، استفاده آگاهانه از این پدیده و خاصیت زبانی برای بالا بردن توانایی در درک شنیداری زبان است: در مقالات بعدی عمیق‌تر در این باره صحبت خواهیم کرد، اما در اینجا بد نیست بدانیم که واژه‌ها در زبان به دو دسته معنایی و ساختاری تقسیم می‌شوند. واژگان ساختاری (یا دستوری) مجموعه‌ای بسته را تشکیل می‌دهند که محدود و به ندرت تغییرپذیر است. شناسایی و به خاطر سپردن واژگان این مجموعه محدود ابزاری قدرتمند برای شناسایی «مرز»های واژگانی در اختیار مغز قرار می‌دهد و پیشرفت در درک شنیداری زبان را سریع‌تر می‌کند.

در ویدئوی زیر چند زبان مختلف شنیده می‌شود، امتحان کنید: کلمات کدام زبان واضح‌تر و جدا از هم به گوش می‌رسد؟

1 نظر
  1. ali می گوید

    چه قدر جالبو جذاب. اصلا فکرشو نمیکردم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.