اینطور ناامیدت می کنم

فرانکلین الکتریک

0 28

باز مرا بیرون کرده ای، بیرون کرده ای انگار

به من اعتماد کن، کورانه راهنمایی ات میکنم، اگر لازم بود کسی نقشم را دنبال کند

اینطور ناامیدت میکنم، اینطور ناامیدت میکنم

و هرگز نترسیدم که بروز دهم

انگار هر قدر که بزرگ میشوم بیشتر حس میکنم

و گمانم سریال تلویزیونی نیست

همان کلماتی را گفتی که می خواستم بشنوم ولی هنوز هم پا جای پای من میگذاری

میدانم که قلبت تنها بود، کورانه راهنمایی ات کردم

ولی انگار از اول میدانستی

اینطور ناامیدت میکنم، اینطور ناامیدت میکنم

و هرگز نترسیدم که بروز دهم

انگار هر قدر که بزرگ میشوم بیشتر حس میکنم

و گمانم سریال تلویزیونی نیست

اتاقی پر از آینه و سرم چرخ میزند

کسی نیست که کمکت کند وقتی دارو میسوزاند

اینطور ناامیدت میکنم

و هرگز نترسیدم که بروز دهم

انگار هر قدر که بزرگ میشوم بیشتر حس میکنم

و گمانم سریال تلویزیونی نیست

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.