آواز زن مجنون

0 75

پلک روی هم می گذارم و تمام دنیا میمیرد؛
چشم باز میکنم و دوباره متولد میشود.
(انگار تو را در خواب ساخته ام.)

ستاره ها رقص کنان، سرخ و زرد، از صحنه میروند؛
سیاهی مطلق تازان به صحنه می آید:
پلک روی هم میگذارم و تمام دنیا میمیرد.

خواب دیدم که فریفته مرا به بستر بردی
و با آواز مجنونم کردی، با بوسه دیوانه.
(انگار تو را در خواب ساخته ام.)

خداوند از آسمان فرو می افتد، آتش جهنم سرد میشود:
دیوان اهریمن و پریان خارج میشوند:
پلک روی هم میگذارم و تمام دنیا میمیرد.

در دلم بود همانطور که گفتی برگردی،
اما پیر شدم و نامت را فراموش کردم.
(انگار تو را در خواب ساخته ام.)

در عوض باید عاشق مرغ طوفان میشدم؛
دست کم با هر بهار باز میگردند.
پلک روی هم میگذارم و تمام دنیا میمیرد.
(انگار تو را در خواب ساخته ام.)

— سیلویا پلات

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.