به مناسبت چهارصدمین سالگرد درگذشت شکسپیر

0 49

امروز چهارصدمین سالگرد درگذشت ویلیام شکسپیر، یکی از معروف‌ترین نویسندگان و شاعران تمام دوران‌ها بود. درباره‌ی شکسپیر هم حرف و حدیث بسیار است. بیاید چند تایی از این شایعه‌ها را از دیدگاه متخصصان بررسی کنیم.
۱- غزل‌های شکسپیر خطاب به یک مرد نوشته شده‌اند.
این یکی از معروف‌ترین حرف و حدیث‌هایی است که درباره‌ی شکسپیر مطرح میشود. آیا غزل‌های شکسپیر برای یک مرد نوشته شده اند یا یک زن؟ لِنا ارولین پروفسور زبان انگلیسی در دانشگاه جورج‌تاون که مدیر اجرایی اتحادیه‌ی شکسپیر در آمریکا هم هست، در این باره می‌گوید: «آن‌ها هم خطاب به یک مرد هستند و هم یک زن اما این لزوما چیزی درباره‌ی گرایش جنسی شکسپیر به ما نمی‌گوید. هنر شکسپیر این بود که می‌توانست زندگی‌ دیگران را تصور کند و با کلمه‌ به شخصیت‌ها جان ببخشد، چه در غزل‌هایش و چه در نمایشنامه‌هایی که نوشته.» این غزل‌ها نامه‌های عاشقانه نبوده اند که در یک کمد پیدا شوند، اشعاری بوده‌اند که او منتشر کرده و اگرچه چیزهایی از زندگی خودش قطعا در آن‌ها وجود دارد، اما نمی‌شود گفت زندگینامه‌ی او در این اشعار است.
اورلین می‌گوید: «شکسپیر خودش را به شکل یک شخصیت در غزل‌هایش می‌بیند، گاهی اوقات خطاب به یک مرد می‌نویسد و گاهی خطاب به یک زن. خیلی‌ها تلاش کرده‌اند بفهمند آن مرد یا آن زن چه کسانی بوده‌اند، ولی واقعا هیچ دلیلی ندارد این‌ها آدم‌های خاصی باشند.»
بنابراین شکسپیر ممکن است عاشق مردها یا زن‌ها بوده باشد، ولی این را نمی‌شود از غزل‌هایش نتیجه گرفت.
(برخی از محققین شعرهای فارسی هم درباره‌ی معشوق و معشوقه در شعرهای فارسی همین نظر را دارند و به خصوص شاملو درباره‌ی حافظ چنین نظری داشته که او صرفا یک هنرمند بوده و محض خلق یک اثر هنری می‌نوشته. درست و غلط این‌ها را هم سخت بتوان ثابت کرد.)
۲– شکسپیر همسرش را دوست نداشته.
اساس این شایعه یکی از همان غزل‌های کذایی است که گفته می‌شود برای معشوق یا معشوقه‌اش سروده و دیگری این که تنها جایی که از همسرش صحبت کرده در وصیت‌نامه‌اش است که در آن دومین تخت خواب خوب خودش را برای همسرش گذاشته.
اورلین می‌گوید: «در گفتگوی رایج آن زمان استفاده از عبارت‌های بهترین، بهترین گزینه‌ی دوم و یا حتا بدترین چیز غیرمعمولی نبوده و این عبارت اصلا بار توهین آمیز نداشته. احتمالا معنایش این باشد که یک جور وابستگی احساسی در میان بوده.»
۳-شکسپیر تحصیل نکرده بود.
اورلین می‌گوید: «او فرزند یک دستکش‌دوز بود و به مدرسه‌ای آزاد در استراتفرد رفت که مخصوص پسرهایی بود که پدرشان تاجر بودند. اگرچه شکسپیر تحصیلاتش را تا دوران نوجوانی ادامه نداد، اما یک دوره‌ی تحصیلی متداول گذرانده بود. در آن دوران حتی در مدرسه‌ی ابتدایی هم به بچه‌ها لاتین درس می‌دادند، بنابراین خیلی هم تحصیلات سفت و سختی داشته.»
حالا چرا در حالی که سابقه‌ی تاریخی مدرسه رفتن شکسپیر موجود است، برخی می‌گویند بی‌سواد بوده؟ خب، ته این مطلب برمی‌گردد به تئوری توطئه‌ی اصلی که می‌گوید «شکسپیر خودش نمایشنامه‌هایش را ننوشته. او شهرستانی‌تر از این بوده که چنین آثاری خلق کرده باشد.»
پس برسیم به اصلی‌ترین شایعه درباره‌ی شکسپیر:
۴-شکسپیر خالق آثار خودش نبوده.
اورلین می‌گوید: «تا قرن نوزدهم هیچ تردیدی درباره‌ی اصالت نوشته‌های شکسپیر وجود نداشت تا این که یک زن آمریکایی به نام دلیا بیکن نظریه‌ی جدیدی مطرح کرد. او معتقد بود سر فرانسیس بیکن نمایشنامه‌های شکسپیر را برایش نوشته، لابد به این دلیل که نام فامیلی بیکن با خودش یکی بود.»
«بعد از آن هم این نظریه باب شد و حالا ۸۰ نفر کاندیدای احتمالی وجود دارند که آثار شکسپیر را به آن‌ها نسبت می‌دهند، اسم ملکه الیزابت هم ببین این ۸۰ نفر هست. در واقع هر کسی که در آن دوره زندگی می‌کرده در این لیست قرار گرفته.»
اورلین و مایکل ویدمور، مدیر کتابخانه‌ی فولگر شکسپیر، سخت بر این باورند که نه تنها کسی با زمینه‌ی خانوادگی شکسپیر می‌توانسته چنان آثاری خلق کند بلکه حتی مدارک کافی برای اثبات این قضیه وجود دارد. فولگر در وبلاگی در این باره تمام شواهد و مدارک مربوط به این داستان را در اختیار عموم قرار می‌دهد.
یکی از دلایل اصلی تردید مردم درباره‌ی خالق آثار شکسپیر این است که اصلا چطور ممکن است کسی این قدر نابغه بوده باشد؟ حالا اصلا از هر خانواده‌ای که می‌خواهد باشد.
ویدمور می‌گوید: «سخت بتوان درک کرد که چطور ممکن است کسی از چنین موهبتی برخوردار بوده باشد و به گمان من نه تنها نبوغ و استعدادش بلکه ماندگاری‌اش در زمان است که ما را حیرت‌زده می‌کند. او چهارصد سال پیش درگذشته و هنوز بلیت نمایشنامه‌هایش فروش می‌رود.»
ویدمور برای مقایسه می‌گوید، تصور کنید مردم در ۲۴۱۶ دیوید بویی گوش کنند.

توضیح نویسنده: این ماجرا حالا بسیار فراتر از یک تردید است، طرفدارها و مخالف‌های سرسختی دارد و عده‌ای حتی معتقدند فردی به نام شکسپیر وجود نداشته! راحت نمی‌توان به این سوال پاسخ داد، ولی تا جایی که تحقیق کرده‌ام، بیشتر مخالفان وجود شکسپیر یا آن‌ها که معتقدند او نویسنده‌ی آثارش نبوده، واقعا دلایلی مشابه به مواردی دارند که خانم اورلین ذکر کرده: این که چطور ممکن است یک نفر این همه اثر داشته باشد یا این که از او سابقه‌ی تاریخی در دست نیست (که خب واقعا هم این طور نیست). با این حال من در جایگاهی نیستم که نظریه را تایید یا رد کنم، صرفا نظر یک متخصص و محقق در این باره را بازنشر کردم.
ولی بین خودمان باشد، من دلیلی نمی‌بینم فکر کنم یک بیگانه از سیاره‌های دوردست آمده و شعرهای شکسپیر را نوشته و رفته یا مثلا سر فرانسیس بیکن به دلیلی نامعلوم آثارش را به او اهدا کرده!

حالا بیایید یکی از زیباترین و معروف‌ترین غزل‌هایش را با هم بخوانیم و کاری نداشته باشیم خطاب به چه کسی نوشته شده:

Shall I compare thee to a summer’s day?
Thou art more lovely and more temperate:
Rough winds do shake the darling buds of May,
And summer’s lease hath all too short a date:
Sometime too hot the eye of heaven shines,
And often is his gold complexion dimmed,
And every fair from fair sometime declines,
By chance, or nature’s changing course untrimmed:
But thy eternal summer shall not fade,
Nor lose possession of that fair thou ow’st,
Nor shall death brag thou wander’st in his shade,
When in eternal lines to time thou grow’st,
So long as men can breathe, or eyes can see,
So long lives this, and this gives life to thee.

اگر دوست داشتید به این شعر با صدای دیوید تننت هنرپیشه‌ی بریتانیایی که در ایران با سریال «دکتر هو» شناخته شده گوش کنید.

در این صفحه می‌توانید شرح و توضیح مختصری درباره‌ی این غزل بخوانید که در آن برخی عبارات و اصطلاحات انگلیسی کهن هم شرح داده شده‌اند. و اگر بعدا به شکسپیر بیشتر علاقه‌مند شدید، نمایشنامه‌ی توفان را حتما بخوانید.

منبع

سمیه کرمی

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.