مرور برچسب

بوی خوش جهنم

بوی خوش جهنم (۲)

کلیسایی که در نزدیکی خانه ی مان بود همیشه محل رفت و آمد موجودات عجیب بود .انگار که یک درب آن دنیا کلیسای روستای ماست . همیشه صدای نجوا و دعا از آن به گوش می‌رسید و شب ها فرشتگانی که خسته از روز کاری نجات زمین بودند در قبرستان آن استراحت…

بوی خوش جهنم (۵)

تک شاخ رفته بود . من و سانسارام به سمت ایوان کلیسا رفتیم . سانسارام گفت نیزاژو یکی از قدیمی ترین های گروه پیوپله ها است. توضیح داد که پیوپله به گروهی از مردگان برخواسته از گور میباشند که به لشکر بدی ها یا مینوفیره ها نپیوستند .پیوپله ها…

بوی جهنم (۳)

امشب هم تکیه داده بودم به سنگ قبری که خواهرم قبلا در آن دفن شده بود . و آواز یا همان نیایش سانسارام را گوش می‌دادم . قصد کرده بودم که امشب حتما حتی اگر شده در حدد سلام کردن هم با او صحبت کنم . معمولا نیایش‌اش که به پایان می‌رسید به تیرک…

بوی خوش جهنم (۱)

از جهنم که برگشتیم شروع کردیم برای آینده ی خوبی که هدفش رسیدن به بهشت باشد برنامه ریزی کنیم . اما نمی شد . ما به حهنم خو کرده بودیم. عادت کرده بودیم و دوستش داشتیم.برای اینکه بتوانیم خوب کار کنیم مجبور شدیم بزرگترین بخاری برقی که تا آن موقع…