مرور برچسب

داستان ترجمه

کلنل سباستین موران

به نظر من که تقصیر مردک عرق‌خور استامفورد بود، آدم‌شناسی‌اش هم مثل جعل سندش به درد لای جرز می‌خورد. بعدا هم تو فارنهام نکبتی افتاد هلفدونی. آخر کسی که اوراق فرانسوی جعل می‌کند که نباید ر و غ را با هم قاطی کند. دلم هیچ برای آرکی استامفورد…

جیوز و مهمان سر خر

نمی‌دانم منبع حرفم چقدر درست است، اما فکر می‌کنم شکسپیر بود - یا، شاید هم نه، شاید یک یاروی گنده مغز دیگر بود - که می‌گفت دقیقا هر وقتی آدم مشخصا حس می‌کند که سرخوش است، و اصولا هیچ غمش نیست سرنوشت پشت سرش اره کشی راه می‌اندازد. الحق که…

ریشه

 بعد اینکه فهمیدم پروازم چهار ساعت تاخیر دارد اعلانی شنیدم که می‌گفت: هر کسی که عربی می‌فهمد لطفا فورا به گیت چهار مراجعه کند. خب، آدم این روزها شک می‌کند. گیت چهار گیت خود من بود. رفتم. پیرزنی با لباس سنتی فلسطینی، درست مثل همان‌هایی که…

تصویر دوریان گری

با کنجاوی آینه ی پایه داری را که لرد هنری مدت ها قبل به او هدیه داده بود خم کرد، آینه روی میز بود و کوپیدهای سفید دورش می خندیدند. آینه را برداشت، شب هراسناکی که نخستین بار متوجه ی تغییر در تصویر شده بود هم همین کار را کرده بود، و با…