مرور برچسب

داستان خارجی

هزار و نهصد و هشتاد و چهار / جورج اورول

سایم ناپدید شده بود. یک روز صبح سر کارش حاضر نشد: عده‌ای مردم بی خیال درباره‌ی غیبت او چیزهایی گفتند. روز بعد هیچ کس از او حرفی نمی‌زد. روز سوم وینستون به راهرو بخش اسناد رفت تا به تابلوی اعلانات نگاهی کند. یکی از اعلان‌ها شامل فهرستی…

تصویر دوریان گری

با کنجاوی آینه ی پایه داری را که لرد هنری مدت ها قبل به او هدیه داده بود خم کرد، آینه روی میز بود و کوپیدهای سفید دورش می خندیدند. آینه را برداشت، شب هراسناکی که نخستین بار متوجه ی تغییر در تصویر شده بود هم همین کار را کرده بود، و…