مرور برچسب

شعر فارسی

یادی از پرویز ناتل خانلری

امروز از صبح در این فکر بودم که باید چیزکی بنویسم. سه چهار موضوع در سرم بود. متنی کم و بیش علمی درباره‌ی پایانِ جهان و اینکه آن چند میلیارد سال آخرش چقدر غمگین و تاریک می‌شود. معرفیِ کتاب american gods نیل گیمن و یکی دو تا ایده‌ی دیگر

کلمات شما آقا!

کجای جغرافیای این جاده که به کلمات شما ختم می شود آقا؟ اصلا شما نرسیده به کدام سطر از این نامه ناخوانده هستید؟ "کنار انگشتان شما" "در حرکت ضرب گیر شست شما" "که فاصله را به بی نهایت خطوط زرد تلفن تقسیم می کند" اندکی از خودش را با تلفن…

افسانه

رنگ به رنگت بدهم رنگارنگ حضورت بشوم و جهان گیج و منگ، خم شود در میانمان. آبی حضور و واژه‌هایی که سایه‌شان، می‌روید بر سرم در سرم و جهان به گرد ما افسانه می‌بافد.

شب نشینی

خدا می داند این شب نشینی ها به کجای دلم بر نمی خورد که بر نمی خورد که تو را گم کرده باشم بر نمی خورد که تو را پیدا نکرده گم کرده باشم پل های هوایی و ایستگاه های مترو و زمان برای من همیشه دیر است وقتی ریخته ام کف آسفالت یا ...کنار خزر…