مرور برچسب

شعر

یادی از پرویز ناتل خانلری

امروز از صبح در این فکر بودم که باید چیزکی بنویسم. سه چهار موضوع در سرم بود. متنی کم و بیش علمی درباره‌ی پایانِ جهان و اینکه آن چند میلیارد سال آخرش چقدر غمگین و تاریک می‌شود. معرفیِ کتاب american gods نیل گیمن و یکی دو تا ایده‌ی دیگر

غزل برای روبات

غزل برای روبات پاتریک واتسون خرد و روزها بلندتر میشوند سبک تازه ای اژدها دنبالت افتاده‌اند بر باریکه‌ای نشسته‌ای و دود بالای سرت و بالای افکارت چرخ میزند مراقب باش، باش و بیافت تخته سنگی را روی زمین قل میدهی بلند شو، شو بلند شو،…

برخیز که می‌رود زمستان / سعدی

برخیز که می‌رود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد ز پیش ایوان برخیز که باد صبح نوروز در باغچه می‌کند گل افشان خاموشی بلبلان…

کلمات شما آقا!

کجای جغرافیای این جاده که به کلمات شما ختم می شود آقا؟ اصلا شما نرسیده به کدام سطر از این نامه ناخوانده هستید؟ "کنار انگشتان شما" "در حرکت ضرب گیر شست شما" "که فاصله را به بی نهایت خطوط زرد تلفن تقسیم می کند" اندکی از خودش را با تلفن…

متن ترانه – گنجشک، تام اودل

چرا گنجشگ چرا، بگو چرا غمگینم بهترین شعری که بلدی، برای دل هر دویمان بخوان پر بزن گنجشک پر بزن، روی دستم بنشین به زبانی بخوان که هر دویمان بفهمیم روی درخت می‌نشینی به چشم‌هایم نگاه می‌کنی نمی‌دانم به چه فکر می‌کنی بگو گنجشک بگو، هر طوری…