مرور برچسب

فرمهر امیردوست

رقص بارنز

این داستان با همین ترجمه قبلا در ماهنامه جشن کتاب منتشر شده. نسخه فعلی به تازگی ویرایش شده. اما اگر گذرتان به متن اصلی افتاد، خیلی با دید مقایسه به ترجمه نگاه نکنید

غزل برای روبات

غزل برای روبات پاتریک واتسون خرد و روزها بلندتر میشوند سبک تازه ای اژدها دنبالت افتاده‌اند بر باریکه‌ای نشسته‌ای و دود بالای سرت و بالای افکارت چرخ میزند مراقب باش، باش و بیافت تخته سنگی را روی زمین قل میدهی بلند شو، شو بلند شو،…

آهنگ دور افتاده – آدام تورس

ماه آهن در آسمان شب ماه آهن از مردن نمی ترسم گریه نخواهم کرد نگاهت در نگاهم همین جا خواهم بود تا سرخی خون خشک شود ماه آهن حرفی نمانده ماه آهن راهی نیست همین جا خواهم بود نگاهت در نگاهم ترسی ندارم تا سرخی خون خشک شود همین جا خواهم ماند که…

دنیا مقابل آلکس وودز

در این جا دو نکته هست که باید درباره اش فکر کنید. یک) در زندگی آغاز و پایانی وجود ندارد. اتفاقات دنبال یکدیگر می آیند، و هر چه بیشتر بخواهید آن ها را در ظرفی مشخص محدود کنید، بیشتر سر می روند، مثل راه آبی که آبش مدام از دیواره های مصنوعی…

باری در پنجمین ماه

روز نخست ماه نخست روز نخست ماه نخست و سومین روز ماه سوم می‌خواهم آسمان آبی باشد. روز پنجم ماه پنجم می‌خواهم آسمان ابری باشد. هفتمین روز ماه هفتم ابری باشد؛ اما شامگاهش بدون ابر، که ماه در آسمان بدرخشد و خط ستاره‌ها به چشم بیاید. بامداد…