مرور برچسب

نوروز

برخیز که می‌رود زمستان / سعدی

برخیز که می‌رود زمستان بگشای در سرای بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وین پرده بگوی تا به یک بار زحمت ببرد ز پیش ایوان برخیز که باد صبح نوروز در باغچه می‌کند گل افشان خاموشی بلبلان…

من را چه می شود؟

این رویای دمل باز کرده رنگ باخته چندین هزارساله، همین آیین، همین نوروز را می گویم. هر سال برای من کم رنگ تر و کم رنگ تر می شود. چند سالی است که دیگر حتی دل به مناسکش هم نداده ام. نه سبزه ای و نه سینی و نه هفت پیکر هفت سین هفت گوشه جهان، نه…