مرور

تصویر

کپرنشینها

ما هر وقت سرمون رو بالا می‌گرفتیم خونه دوم رو می‌دیدیدم. خونه کوچولوی سومی هم، البته، همیشه مشخص بود، ولی خب، خونه دوم یه چیز دیگه بود. به قولی می‌گفتن قبله‌ی آمال و آروزهای ما بدبخت بیچاره‌های کپرنشینه. البته مسخره بود، با اون هیکل گنده…