مقدمه گشایش زبان (بخش دوم)

گای دویچر

1 45

بخش اول

کنجکاوی خود من به چنین موضوعاتی از زمان کودکی آغاز شد. در ابتدا با ساختار پیچیده و عجیب زبان لاتین، ساختار صرفی لاتین، آشنا شدم. از قضای روزگار هرگز از آن دسته آدم‌ها نبوده‌ام که به خاطر ضرورت حفظ کلمات جدید در یادگیری زبان خارجی میدان را خالی کنم. ولی زبان لاتین مفهومی کاملا ناشناخته داشت که جالب به نظر می‌رسید، و در عین حال ترسناک. اسامی در زبان لاتین تنها یک شکل ندارند، بلکه به شکل و اندازه‌های متفاوت هستند. هر اسمی باید به پایانه‌ای متصل باشد، این پایانه نقش دقیق کلمه را در جمله معین می‌کند. مثلا در زبان خودمان (توضیح مترجم: مثال‌های نویسنده مناسب زبان انگلیسی طراحی شده، سعی کرده‌ام تا جایی که ممکن است مثال‌ها را به زبان فارسی برگردانم که برای خواننده فارسی قابل درک باشد.) کلمه کاکتوس در جمله بدین شکل استفاده می‌شود: «کاکتوس دستم را زد» اما اگر شما «کاکتوس را» زده باشید، در زبان لاتین در نقش مفعول «کاکتوم» می‌آید. اگر «به وسیله کاکتوس» آسیب دیده باشید، باید بگویید «کاکتو»؛ اما اگر «از کاکتوس» میوه چیده باشید، می‌گویید «کاکتی». اگر قرار باشد کاکتوس را مخاطب قرار دهید و بگوید «ای کاکتوس!» باید از پایانه‌ای دیگر استفاده کنید: کاکته. هر کلمه در شش صیغه صرف می‌شود، و هر صیغه پایانه مفرد و جمع معین دارد.

اگر فکر می‌کنید مسئله سختی نیست، باید بدانید که پایانه‌های هر اسم متفاوت است. دست کم پانصد گروه اسمی وجود دارد، که هر کدام مجموعه پایانه‌ای کاملا متفاوت دارند. بنابراین، اگر بخواهید به جای کاکتوس درباره خار حرف بزنید، باید گروه متفاوتی پایانه حفظ کنید.

احساسم به موضوع حین دست و پنجه نرم کردن با پایانه‌های لاتین شکل گرفت، اما دقیق نمی‌دانستم این احساس عشق است یا نفرت. از یک سو در هم شدگی معانی و اشکال کلمات تاثیر عمیقی رویم داشت. بر اساس تفکری بسیار ساده، ساختاری فوق العاده شکل گرفته است: با استفاده از پایانه‌ای کوچک نقش کلمه در جمله مشخص می‌شود. این ابزار هوشمندانه زبان لاتین را چنان گزیده‌گو کرده که با چندین کلمه معانی عمیقی را بیان می‌کند که در زبان خودمان به جملاتی بزرگتر احتیاج دارد. از سوی دیگر اما ساختار صرفی لاتین هم مصنوعی و هم بی‌اندازه پیچیده است. مثلا چه نیازی است که برای هر گروه اسمی پایانه‌هایی متفاوت در نظر گرفته شود؟ چرا تنها از یک گروه پایانه‌ای استفاده نمی‌شود – پایانه‌هایی که برای همه گروه‌های اسمی مناسب باشد؟ اما بالاتر از هر چیز دیگر سوالی داشتم که از سرم بیرون نمی‌رفت: اول از همه چه کسی این همه پایانه را ساخته است؟ و  اگر  این سیستم دقیق قواعد اختراع بشر نیست، پس چیست؟

در ذهن کودکانه‌ام بزرگان روم را تصور می‌کردم که در تابستانی گرم در انجمنی گرد هم نشسته‌اند و سر پایانه‌ها با هم بحث می‌کنند. اول تصمیم گرفتند که -اوروم پایانه جمع صیغه مفعولی باشد («به کاکتوس‌ها»). یک گروه طرفدار -ایس است، اما گروه دیگر مشتقانه از -ایبوس حمایت می‌کند. بعد از بحثی داغ بالاخره تصمیم گرفتند با هم مدارا کنند. اعلام کردند که اسامی زبان به گروه‌هایی متفاوت تقسیم خواهد شد، و اینکه برخی از اسامی پایانه -ایس، و برخی به جایش پایانه -ایبوس خواهند گرفت.

اما در کودکانه‌های خودم هم شک داشتم که چنین زمینه‌چینی درست باشد. با این حال، توضیح جایگزین دیگری نمی‌یافتم که مشخص کند پایانه‌ها از کجا شکل گرفته‌اند. اگر ساز و کار دقیق قواعدی این چنینی طراحی دست معماری نبوده و  انجمنی پیشاتاریخی آن را تایید  نکرده، پس چه؟

البته من اولین کسی نبوده‌ام که به چنین مسائلی اندیشیده. تا بشر به خاطر می‌آورد، ریشه ساختار هنرمندانه زبان اذهان اندیشمندان و خیالات اسطوره‌سازان را درگیر خود کرده. در سده‌های ابتدایی پاسخ تمامی این گونه سوالات در کتاب مقدس بیان شده: زبان نیز مانند هر چیز دیگری در آسمان و زمین اختراع شده، و هویت مخترع به واسطه نبوغ معجزه‌آسایش مشخص می‌گردد. زبان شکوه خداوند نامیده شده، و دستاوردهای زبان نمایانگر قدرت اوست.

بخش سوم

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

1 نظر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.