ومپایر: ماجرای یک اشتباه (لپی) ادبی

0 56

داستان ومپایر اولین بار در اول آوریل 1819 در مجله نیو مانتلی منتشر شد، اما با توضیحی غیرواقعی ذیل عنوان: «اثر لرد بایرن». نام ضدشخصیت داستان ومپایر، «لرد روثون»، به فراگیر شدن این برداشت اشتباه کمک کرد، زیرا این نام در اصل در رمان «گلوارون» نوشته لیدی کارولین لمب به کار رفته بود که شخصیتی ظاهرا شبیه به بایرن به نام لرد روثون داشت. با وجود تاکید مکرر بر این اشتباه از سوی بایرن و پولیدوری، مولف اصلی همچنان ناشناخته بود.

این پاورقی در سال 1819 با نام «داستان ومپایر» و در هشتاد و چهار صفحه از سوی نشر شروود، نلی، و جونز در لندن به شکل کتاب در آمد. نام نویسنده در ابتدا لرد بایرن عنوان شده بود. در چاپ های بعدی نام بایرن حذف و نام پولیدوری به صفحه عنوان افزوده شد.

داستان ومپایر به سرعت به موفقیت رسید، بعضا به دلیل انتساب آن به بایرن و بعضا به دلیل رونق داستان های هراس گوتیک در بین عموم. پولیدوری داستان فولکلور ومپایر را به صورتی در آورد که امروز می شناسیم – دژخیمی آریستوکرات که در جوامع ثروتمند و عالی مقام به دنبال طعمه است.

این رمان در تابستان 1816 نوشته شده، سال بدون تابستان، که اروپا و بخش هایی از آمریکای شمالی آب و هوایی غیرطبیعی را شاهد بودند. لرد بایرن و پزشک جوانش، جان پولیدوری، در ویلایی کنار دریاچه ژنو ساکن بودند و پرسی شلی، مری شلی، و کلیر کلیرمونت مهمانشان. از آنجایی که در آن «تابستان خیس کثافت» بارانی «بی وقفه» آن ها را سه روز در خانه حبس کرده بود، این نویسندگان و شاعران جنبش رومانتیک ادبیات انگلیسی به تعریف داستان های ترسناک، و سپس نوشتن داستان، سرگرم بودند. در نتیجه و تحت تاثیر داستان هایی نظیر «فانتازماگوریانا»، «واتک» ویلیام بکفورد، و …، ماری شلی «فرانکنشتاین: پرومته مدرن» را تالیف کرد، و پولیدوری جوان تحت تاثیر داستان «فرگمنت» بایرن، «ومپایر» را به رشته تحریر در آورد.

منبع: ومپایر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.